نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای سینهات آرامش ساحل! ای تکیهی دریا رسول الله آغوش گرمی داری و امن است، باشی تو در هرجا رسول الله مردم بدون نور، تاریکند؛ مردم بدون نور، دلسردند دارد غروبت میرسد از راه، ای نور! ای گرما! رسول الله آیینهای با مؤمنین بودی؛ آغوش سنگ مشرکین بودی تو رحمةً للعالمین بودی؛ پس مرحمت فرما رسول الله در طعنههای امّت ابتر، خیر کثیرت مادری میکرد بر دشمنانت هم عطا کردی اُمّ ابیها را، رسول الله خسته شدی از چشمهای تنگ؛ ای آینه! خسته شدی از سنگ جبریل پیغام از خدا آورد: خسته نباشی یارسول الله تو خانهات بیت المقدّس بود؛ یک آجرش صدکعبه را بس بود حتّی لِـقَبضِ روح، عزرائیل قال: اَتَأذن یارسول الله؟! وقتی تو هستی، دخترت محبوب؛ حال حسن، حال حسینت خوب بیآینهبودن ولی سخت است بر شمعدانیها؛ رسول الله امّت اگر با معرفت بودند، وقت عیادت مرهمت بودند با امّت بیمعرفت نگذار زهرات را تنها؛ رسول الله
هنوز نظری ثبت نشده