ای دل ای! دل مبتلا
حنیف طاهریپسندیدن8
بازدید4.6K
ای دل، ای دلِ مبتلا خو کن با غم کربلا ای رود سرگردان خروشان شو راهی تو داری غیر دریا؟! نه ما صبح فردا راه میافتیم بار سفر را بستهای یا نه؟! به غیر از اربعین دریای ما را نیست ساحلها چه شور افتاده در دلها جَرَس فریاد میدارد که بربندید محملها چه شور افتاده در دلها ای دل، ای دلِ مبتلا خو کن با غم کربلا ***** دل بستهام به چه قامتی برپا شد چه قیامتی در کهکشان راه مشایه ما ردپایِ عشق را دیدیم ما را که آورده است تا اینجا؟! حیران شدیم از هرکه پرسیدیم به پایان آمد عاشورا، حکایت همچنان باقی اَلا یا اَیُهَاالساقی شده پیمانهام خالی و مستی همچنان باقی اَلا یا اَیُهَاالساقی أَنَا المَجنونُ لا اَعبا به اِحراقٍ و اِغراقی اَلا یا اَیُهَاالساقی ای دل، ای دلِ مبتلا خو کن با غم کربلا