ای خستهتر از خسته
حسن عطاییپسندیدن20
بازدید39K
ای خستهتر از خسته ای تشنهتر از تشنه کی راه گلوتو بست با سرنیزه و دشنه یه مسلمون پیدا نمیشه غارتت بیرحمانه میشه التماسش کردم ولی شمر از روی سینهات پا نمیشه آه تا دل مادرمو شکست حُرمت معجرمو شکست با تَهِ نیزهی یه بیحیا دم گودال سرمو شکست ای زخمیتر از زخمی ای تنهاتر از تنها مظلومِ بِلا ناصر ای مُقَطَّعُ الاعضاء غربتت اشکم رو درآورد تو زمین خوردی، خواهرت مُرد تو شلوغی غارت تو سرتو خولی با خودش برد آه جوون و پیر میزدن تو رو وقت تکبیر میزدن تو رو تو گرسنه بودی دشمنات یه دلِ سیر میزدن تو رو تشنه جنگیدی، تشنه جون دادی سرِ پیری به چه روزی آخه افتادی مسخرش کردن، اهل آبادی سرِ پیری به چه روزی افتادی روز عاشورا، قاتلت ای کاش حُرمت ریش سفیدتو نگه میداشت سختمه حرفاش، کاش میشد داداش حُرمت ریش سفیدتو نگه میداشت **** عهدهدارِ مردمِ بی دست و پا افتادی زیر دست و پا یَومٌ عَلیٰ صَدرِ النبی یَومٌ عَلیٰ وَجهِ الثَّریٰ خاک از خونِت گِل شد، خونِ دل شد کاروان دید کَرَم میکنی سائل شد خونِ دل شد خواهرت تنهایی سوار محمل شد