ای خدا بدترین بنده منم، بنده شرمنده منم
حیدر خمسهپسندیدن8
بازدید11.6K
وای بر آنکه سحر دست به دامان تو نیست در دلم هیچ غمی جز غم هجران تو نیست هرکسی بر سر این سفرهی تو با ادب است گرچه همچون من قحطی زده مهمان تو نیست بدترین بنده منم، بندهی شرمنده منم صحبتی خوبتر از صحبت غفران تو نیست دل واماندهی من را بشکن سنگ شده هیچ کس هم سخن عبد پشیمان تو نیست هرکسی جای تو بود آبرویم را میریخت از چه گفتی برو این برگهی عصیان تو نیست دل ناپاک کجا پاک شود مثل قدیم مادری دست به زانو و کمر گفت حسین از چه پیراهن کهنه تن عریان تو نیست هست جسمت وسط این همه سرنیزه ولی جای نیزه وسط حنجر عطشان تو نیست