ای جان جهان جهان جان ادرکنی
حاج جواد حیدریپسندیدن31
بازدید6.8K
ای جانِ جهان، جهانِ جان اَدرکنی قَیّوم زمین و آسمان اَدرکنی احیاگر صد دَمِ مسیحا اَلغَوث یا حضرت صاحب الزمان اَدرکنی او آمد و قطع کرد صحبتها را معطوف به خود نمود نیّتهارا یک جَذبه نمود عشقو از جَذبهی خویش یک مرتبه پاک کرد فطرتهارا خندید ولی به شرط گریه ز غمش دادند به اَنبیا نُبُوَّتها او کیست که در طَلیعهی میلادش بردند به سمت غصه بَهجَتها را جبریل به جای وحی از جانب حق آورد سلامها تَهیَّتها را او آمد و جلوه کرده و محکم بستند بر گیسوی او رشتهی اُلفتها را تا لذت عشق را چشانید به ما کردیم رها تمام لذتها را فریاد اَنَا الفقیر سر دادیم و دادند به ما جَمیع ثروتها را او آمد و در مُوَرّخ میلادش تاسیس نمود کلّ هیئتها را یک ذره محبتش به ما قیمت داد با آمدنش شکست قیمتها را آقای شهیدها تَجَلّی کرد و در بُهت کشاند جمع حیرتها را هنگام نماز شمر از هیبت او خواندیم به حال سجده رکعتها را بنشست به تخت ربِّ اربابی خود اما جا داد کنار خویش رَعیتها را پس مژده رسید گوهر ناب آمد در سجده بیفتید که ارباب آمد امروز خدا به دست ما ساغر داد بر مِی زدگان مِیِ جنونآور داد مِیخانه به وَجد آمد و با مستی پیمانه به دست ساقی کوثر داد پیچیده شمیم سیب در مُلک وجود تا سیب بهشت را خدا نوبَر داد دو بَحر خروشان که به هم پیوستند از دامن سَروران به ما سَرور داد آسیه رسید، مریم آمد ز بهشت پیغام سُرور بر هاجر داد صدیقه گل از گلش شکوفا گشت و قنداقهی نور را به پیغمبر داد هرچند اَبَا الحسن، حسن داشت ولی امروز خدا حسین بر حیدر داد اسباب شفاعت همه آدم را یکجا به جناب شافِعِ مَحشر داد او آمد و رونمای او حَیّ جَلیل بر فاطمه گوشوارهای دیگر داد یک عمر رحیم منّت زهراییم دلداده شدیم و او به ما دلبر داد شاهانه قدم گذاشت بر عرصهی عشق از لطف مقام شاه بر نوکر داد از جانب کردگار با خِیل مَلَک جبریل رسید و بانگ شادی سر داد تعظیم کنید روح ایمان آمد سلطان کَرَم، قدیمُ الاحسان آمد