ای تکیه گاه علی
روح الله بهمنیپسندیدن2
بازدید4.3K
ای تکیه گاه علی تکیه به دیوار نکن با این بازوی کبود جان علی کار نکن خانومم، به رفتن اصرار نکن جلو چشم حسنت گریه نکن گریه نکن برا داغ محسنت گریه نکن گریه نکن نود و پنج روزه که دلم میسوزه صدای خندهی زهرا نمیاد نود و پنج روزه که دلم میسوزه دستای شکسته بالا نمیاد نود و پنج روزه که دلم میسوزه محسنم دیگه به دنیا نمیاد (وَیلی وَیلی عَلَی المَظلومه) جون به لب شد حیدر از حرفای روی لبت دَفِّنّی بِالَّیلِ آه وصیّت هر شبت خانومم دق میکنه زینبت روضهای به پا میشه گریه نکن گریه نکن زخم سینه وامیشه گریه نکن گریه نکن نود و پنج روزه که دلم میسوزه خاک غربت روی چادرت نشست نود و پنج روزه که دلم میسوزه نمیگی چی شد که گوشواره شکست نود و پنج روزه که دلم میسوزه روی صورت تو مونده جای دست (وَیلی وَیلی عَلَی المَظلومه)