ای تنهای غریب بییار و حبیب
وحید شکریپسندیدن43
بازدید6.8K
ای تنهای غریب، بی یار و حبیب یا شیبالخضیب، حسین ای شاه کم سپاه، ذبح قتلهگاه مرد بیگناه، حسین ردای خونیتو قواره کردن عبای پیغمبرو پاره کردن رفتی و دور از چشم اباالفضل مخدّراتو بیچاره کردن هوا بد شده بود تو نبودی دیگه آب از سر ما رد شده بود هوا بد شده بود خیمههای تو، محل رفت و آمد شده بود سرم داد میزدن خولی و شمر و سنان بین حرم داد میزدن سرم داد میزدن فهیمیدن بیکس و بی برادرم داد میزدن