ای تشت یاریام بده دیگر بریدهام
سیدرضا نریمانیپسندیدن25
بازدید1K
ای تشت یاریام بده دیگر بریدهام این زهر را به قصد شفایم چشیدهام کم سن و سال بودم و پیری به من رسید مانند شمع، قطره به قطره چکیدهام راضی به مردنم که نبینم مغیره را من ناز مرگ را به دل و جان خریدهام عمری زِ کوچه رد شدم و سوخت صورتم کوچه نرفتهای که بدانی چه دیدهام **** هِی نگید جعده شده قاتل من جاش بگید تو کوچهها شهید شده چیزی که من دیدمو حسین ندید واسه اینه که موهام سفید شده دیگه از اون روز تلخ و لعنتی غرورم مثل سرت شکسته شد اونقده مادرمو زد بیحیا که دیگه خودِ مغیره خسته شد هِی میگفتم که بسه، رهاش کنید مادرم به من آورده بود پناه وقتی با غلاف زدن به بازوهاش بین کوچه ناله زد: یا أبتاه روزا که کارای خونه رو میکرد شبا تازه درد پهلو میگرفت آخرش نفهمیدم چهطور زدن که سه ماه از پدرم رو میگرفت از خدا میخوام به حقّ مادرم بغض هیچ کس اسیر گلو نشه الهی که یک زن محجّبه با یه مست تو کوچه روبهرو نشه هِی میره غصّههاشو میگه به چاه دیگه بابا کم میاد تو خونهمون این درِ سوخته دیگه در نمیشه روی در مونده یه چند تا لختهخون دیگه چیزی از تنش نمونده بود تیکه پارچهای میبست روی سرش چقدَر منتظرش بودیم ولی محسنو نشد ببینیم آخرش **** بد زدنت جلو چشای حسنت ناحلةالجسم شدی و چقدر میلرزه بدنت درد میکِشی همهش آه سرد میکِشی تو هر چی درد داری رو از قنفذ نامرد میکِشی من ایستاده بودم، دیدم که در افتاد حسن ناله میزد: بابا مادر افتاد تو افتاده بودی، درم روی بازوت دیدم هر کی رد شد لگد زد به پهلوت **** علی رو حلال کن واسه زخم بازوت علی رو حلال کن واسه درد پهلوت علی رو حلال کن واسه دست بستهش نتونست که برداره اون در رو از روت علی رو حلال کن که بچّهم فدا شد علی رو حلال کن، به حالت جفا شد علی رو حلال کن برای همون روز که پای مغیره به این خونه وا شد علی رو نگاه کن، چی از من گذاشتی تو قلبم غم و داغ رفتن گذاشتی چرا توی اون بقچه که دادی زینب کنار کفنها یه پیرهن گذاشتی **** یکی داره پیرهنو میدزده پیرهن که نه، کفن میدزده یکی داره با یه کهنه خنجر سرو از روی بدن میدزده غریباً وحیداً فریدا میگفت خنجرش دیر بُریدا غریباً وحیداً فریدا میگفت موتو خیلی کشیدا حسین...