ای به قلبت به جسمت جراحت
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن3
بازدید3.7K
ای به قلبت به جسمت، جراحت میشوی امشب از غصه راحت ماهِ محنت کشیده یارِ قامت خمیده آنچه تو دیدهای، کس ندیده بر سرِ نی ز رأسِ بریده آشنایِ داغ و دردی این چهل سال، گریه کردی (وا اماما) 2 *** شام و کوفه شده کربلایت کربلا مانده از گریههایت اشکِ تو ناتمام است داغت از شهرِ شام است پیکرت زخمیِ سنگِ بام است غصه تو ز بزمِ شراب است بر تنت مانده کبودی خارجی خواندنت، یهودی (وا اماما) 2 *** دیدهای جسم صد پاره تن را دفن آن پیکرِ بیکفن را آمده یادت امشب غصۀ عمه زینب خیزرانی که خورده بر آن لب نعلِ تازه، تنِ زیر مرکب مُردن از این غصه کم بود بین نامحرم، حرم بود (وا اماما) 2 ***