ای بهترین یار حیدر
حنیف طاهریپسندیدن1
بازدید1.9K
ای بهترین یار حیدر بی رمق افتادی بین بستر بیماره من، از چه دیگر رویت را می گیری از من مادر جانم را سوزانده، آه سرده تو قلبم را لرزانده، رنگِ زرده تو می میرم عاقبت، از درده تو مرو قراره زینب، بمان کناره زینب 4 *** نیلی گشته، ماه رویت شد بابا شرمنده از بازویت مانده ای تو، پشت این در دستت را می گیری بر پهلویت روز و شب می نالی، از عمقِ جانت مثل من بی حالی، جانم قربانت می افتد شانه ات، از دستانت زِ ضربِ تازیانه، شدی پر از نشانه 2 مرو قراره زینب، بمان کناره زینب 4 ***