ای اشک بصر،سوز جگر
عباس طهماسب پورپسندیدن10
بازدید900+
ای اشک بصر، سوز جگر نذر غمت، ناموس داور ای اوج هنر، در و گهر کریمهٔ آل پیغمبر ای تا پا به سر، یاس دگر فاطمهی موسی بن جعفر یا فاطمه بگو به ما چی بگیم از غم شما آخه غم شما کجا فاطمه زهرا کجا فاطمه معصومه تو بودی و آتیش هجر پدر فاطمه زهرا و بعد پدر آتیش دیوار و در فاطمه معصومه روی تو دم مرگ نیلی نبود فاطمه زهرا و فقط نه رو، بازو و پهلوکبود بود فاطمه معصومه نشونهٔ قبر تو گنبد طلاست فاطمه زهرا و قبری که هنوز معلوم نیست کجاست یاس شهر ما معصومه، زینبِ رضا مغصومه اشفی لنا معصومه ای فاطمهخو، سرّ مگو آرزوی بهشت، گلبانو ای ذکر لب، اهل وضو ای خواهر، خورشید محروم ای جنتدوست، نار عدو ای زینبِ، ضامن آهو ای زینب امام رضا چی بگیم از غم شما غم شما کجا، غمِ زینب شاه کربلا زینب امام رضا مرگ داداش ندیدی حداقل زینب حسین بود و ضربهٔ نی و شمشیر از رو تل زینب امام رضا آوارگی دیدی و رنج و عذاب زینب حسین بود و اسارت و شام و بزم شراب زینب امام رضا تو و دم آخری نامهٔ داداش زینب حسین بود و دم آخر پیرهن کهنهی داداش یاس شهر ما معصومه، زینبِ رضا معصومه اشفعی لنا معصومه