نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

ای آنکه به دادِ من رسیدی هر بار تو آبرو خریدی هر بار که ناامید گشتم گفتی که امیدِ ناامیدی الهی العفو... هرچند که عهد خود شکستم من دل به محبت تو بستم امشب به بهانهی گدایی پشتِ درِ خانهات نشستم ای باد صبا دَمی خدا را بر او برسان سلام ما را ای یوسف فاطمه کجایی از یاد مَبَر تو این گدا را بقیةَ الله، یا فَرَجَ الله... شد بیشتر از ریگ بیابان تعداد گناه و بار عصیان پروندهی جرم و معصیتها نادیده بگیر و مَحو گردان امام رضا جان.. (من ای صبا رَهِ رفتن به کوی یار ندانم تو میروی به سلامت، سلامِ ما برسانی اَلا ای کوچه حال من که دانی سلامم را به زینب میرسانی اَلا ای کوچه های تنگ و تاریک غروب عمر مسلم گشته نزدیک اَلا ای کوچههای غم گرفته غریبی در شما ماتم گرفته) ***** دردی که دگر دوا نخواهد عشقی که به جز تو را نخواهد بین الحرمین هم که باشم جز دیدنِ کربلا نخواهم دلم میخواست دلخواه تو باشم به رهِ عشق همراه تو باشم ز من در آسمانت اختری هست ولی در کاروانت دختری هست ***** توی کوچه، توی خونه میکشه آتیش زبونه ای خدا خودت کمک کن مادرم زنده بمونه مادرم خیلی جوونه ***** حسین جان ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقهی خاتم خداحافظ ای برادر زینب به خون غلطان در برابر زینب
هنوز نظری ثبت نشده