ای آفتاب حُسن تو را ماه مشتری
حاج مهدی سماواتیپسندیدن15
بازدید2.8K
ای آفتاب حُسن تو را ماه مشتری هرجا خدا خداست تو را نیز رهبری فرزند چهارمین علی و دومین حسن ریحانة الجواد ملقب به عسکری آیینهی جمال خداوند ذوالمنن مولا ابامحمد ابنالرضا حسن قرآن خجسته دفتر مدح و ثنای تو قلب مقربان خدا سامرای تو با اینکه جسم پاک تو مدفون به سامراست مُلک وجود آمده دارالولایه تو تو بحر نور را صدف آخرین دُرّی دلها پُر از ولای، تو تو از خدا پُری من کیستم؟ گدای سرای تو یا حسن با لطف تو مدیحه سرای تو یا حسن شویم لب از شراب طهورا هزار بار تا وا کنم زبان به ثنای تو یا حسن هرجا سخن به من آفریدهاند خود را کنار مرقد پاک تو دیدهام تو دُرّ ده یَمی و یَم آخرین گوهر اوصاف مهدیات به لب سیدالبشر چشم انتظار آمدن مهدی تواند پیغمبران، أئمه، خصوصا پیامبر تیغ علی به پنجهی توحید گسترش از یازده امام سلام مکررش من کیستم گدای گدای دَرِ شما با کام خوش تشنه لب کوثر شما از آن زمان که چشم گشودم همیشه بود چشمم به سوی حُسن خدا منظر شما در حُسنتان جمال خدا را شناختم نام پدر نبرده شما را شناختم قدر شما بلند تر از اوج انبیاست قبر شما قلوب تمامی اولیاست هرکس که دور شد زِ شما از خداست دور هرکس که شد مطیع شما عبد کبریاست دردا که که کرد باد مخالف خزانیَت مسموم کرد خز به فصل جوانیَت با کشتن تو خصم جهان را یتیم کرد داغ تو ماند بر دل و جان را یتیم کرد آنکس که ریخت زَهر ستم را به کام تو بالله قسم امام زمان را یتیم کرد مهدی زِ دیده اشک یتیمی به رُخ فشاند آه از جگر کشید و به جسمت نماز خواند پیوسته ریخت لشکر اندوه بر سرت مسموم شد زِ زهر دل درد پرورت تشییع شد جنازهات اما به احترام در کربلای سامره شد دفن پیکرت هر دَم دهم سلام مکرر به تربتت باید گریست تا صف محشر به غربتت کاسهی آب به دستم بنگر میلرزد رعشه افتاده زِ پا تا به سرم مهدی جان