ایها المظلوم نیزه را از بدن تو میکشم آروم
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن5
بازدید400+
اَیُّهَا المظلوم، اَیُّهَا المظلوم نیزه رو از بدن تو میکشم آروم اَیُّهَا المظلوم، اَیُّهَا المظلوم نگران رفتی گودال بأبِ المَهموم اَیُّهَا العطشان، اَیُّهَا العطشان آبرو دار چرا شد بدنت عریان اَیُّهَا العطشان، اَیُّهَا العطشان تو رو کشتهی فتنهی آل ابیسفیان ابی عبدالله... **** کشتهی بیسر، کشتهی بیسر رگاتو برید پیش چشمِ تَرِ مادر کشتهی بیسر، کشتهی بیسر فکر خیمهها بودی تا لحظهی آخر تشنهی تنها، تشنهی تنها یه نفر بودی میون خیل دشمنها تشنهی تنها، تشنهی تنها پاشو که آتیش گرفته خیمهی زنها شاه مظلومان، شاه مظلومان وا شده پای عدو به خیمهی نسوان شاه مظلومان، شاه مظلومان بعد کشتنِ تو ناموس تو سرگردان شاه مظلومان... ***** لب تشنه، لقبت تشنه زینبت تشنه، سرت تشنه پیکرت تشنه، جگرت تشنه اَیُّهَا ارسول این حسینه زهرای بتول اَیُّهَا الرسول این قربونیو از ما بکن قبول تنت تشنه دهنت تشنه کشتنت تشنه حرم بیتاب حرمله سیراب روضه یعنی آب دست و پا زدی بی صدا مادر آبو صدا زدی دست و پا زدی سرتو به زمین کربلا زدی پرت مجروح، کمرت مجروح حنجرت مجروح شده غارت پیرهن پارت بردنش راحت زیر و رو شردی زیر نیزه پاره پاره گلو شدی زیر و رو شدی بعد قتلگاه برام آرزو شدی نگرانتم هر نفس نگران ضربانتم نگرانتم نگرام اون لب عطشانتم ***** گرد و خاک شد گمت کردم اومدم دیدم تو گودالی چقدر موهات پریشونه جای دست تو خالی این نصِّ روایته این عین عبارته قَتَلوکَ عطشانا ذَبَحوکَ عریانا بدنت سه روز بین صحرا مونده پلک تو هنوز روی نی وا مونده دخترت چرا پشت خارا مونده همه رفتن و بی بی زهرا مونده ای که حیوونای صحرا واسه تو گریه کردن حتی ماهیای دریا واسه تو گریه گردن انبیا برای جسم بیسرت گریه کردن اولیا برا رگای حنجرت گریه کردن این درد مقاتله توضیح المسائله ذبحم آداب میخواد قربونی آب میخواد لبت از عطش پاره پاره صد چاک پیش چشم تو آبو میریخت رو خاک مسخرت میکرد، نانجیبِ صَفّاک خون خنجرش با لباست شد پاک ای که نصرانی برا سوختنِ موت گریه کرده موقعِ شستن خون از سر و روت گریه کرده واسه تو، یهودی تو بزمِ شراب گریه کرده واسه حال زار و زینب و رباب گریه کرده