این گُلِ تر ز چه باغی است كه لب خشكیده است
حاج سعید حدادیانپسندیدن1
بازدید1.2K
این گُلِ تر ز چه باغی است كه لب خشكیده است نوشكفته است و به هر غنچه لبش خندیده است روبرو همچو دو مصراع دو ابرویش بین شاه بیت است و حق از شعر حَسن بگزیده است دید چون مشتریَش ماه شب چهاردهم سیزده بار زمین دور سرش گردیده است عازم بزم وصال است و حَسن،غیرت، دریغ تا كه در حُسن ببیند چه بساطی چیده است گفت شرمنده ی احسان عمویم همه عمر او كه بیش از پسر خویش مرا بوسیده است