این که میزنی مادر منه
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن18
بازدید3.1K
(ای وای مادرم)۴ (این که میزنی مادرِ منه بس کن بیحیا، دستت بشکنه)۲ دیدم مادر و با روی کبود افتاد از نفس، توو آتیش و دود (ای وای مادرم)۲ میخ در که با خون آغشته شد فهمیدم دیگه، محسن کُشته شد سوخته چادرت، بین شعلهها دست و پا نزن، زیر دست و پا