این پسركیست كه گل صورت از او دزدیده است
حاج محمدرضا طاهریپسندیدن0
بازدید2K
این پسركیست كه گل صورت از او دزدیده است سیزده بار زمین دورِ قدش گردیده است وقتِ میدان شدنش كاش حسن آنجا بود تا ببیند چه گلی درچمنش روئیده است دست افكنده در آغوشِ عمو می گرید چشمشان ترشده اما لبشان خشكیده است بازبانِ دلِ خود گفت به قاسم تو مرو كه عمو تازه غمِ داغِ علی را دیده است باغبان تشنه و گل تشنه و گلچین بی رحم داستانِ گل وگلچین كه چنین بشنیده است