این همه سپاه دور بر شام
حسین محمدیپسندیدن7
بازدید2.4K
این همه سپاه ، دور و بر شاه شاهِ بیگناه، مونده بیپناه بابامو دارم میبینم تو قتلگاه طاقت بیار عزیزم، طاقت بیار رسیدم من هم شبیه عمّه ، خیمه تا گودالو دویدم اومدم اینجا که یاورت باشم نه خجالت زده ی برادرت باشم اومدم تا که مراقب سرت باشم وا حسینا (والله والله والله لا اُفارقی عَمّی) ۴ دنیای منِ زیرِ نیزهها دیدمت عمو تو شلوغیا باید بزنم فریاد یا محمدا تکرارِ روضههای سقای کربلا شد مثل عموم ابوالفضل دستم از بدنم جدا شد اومدم تا شاید اِرباً اِرباً شم نفس آخرمو تو بغلت باشم اومدم که تا منم زائرِ زهرا شم وا حسینا (والله والله والله لا اُفارقی عَمّی) ۴ زیر دست و پا، سایهی سرم تو فاطمه، من جایِ پدرم پیچیده چقدر اینجا بویِ مادرم یادآور مدینه گودالِ قتلگاه شد نیزه به جای مِسمار راهش به پهلوی تو وا شد پسرم یادِ دیوار و در افتاد شنیدم که مادرت به دردسر افتاد جلوی چشم چهل تا خیره سر افتاد وا حسینا (والله والله والله لا اُفارقی عَمّی) ۴