این همه سپاه
علی نجفیپسندیدن4
بازدید2.2K
این همه سپاه ، دوروبر شاه ... شاه بی گناه ، مونده بی پناه ... بابامو دارم می بینم تو قتلگاه ... طاقت بیار عزیزم ... طاقت بیار رسیدن ... من هم شبیه عمه خیمه تا گودالو دویدم ... اومدم این جا که یاورت باشم ... نه خجالت زده ی برادرت باشم ... اومدم تا که مراقب سرت باشم ... وا حسینا ... والله لا افارقُ عَمی ... ***** دنیای منه ، زیر نیزه ها ... دیدمت عمو ، تو شلوغیا ... باید بزنم فریاد وامحمدا ... تکرار روضه های سقای کربلا شد ... مثل عموم ابلفضل دستم از بدنم جدا شد ... اومدم تا شاید اربا اربا شم ... نفس آخرمو تو بغلت باشم ... اومدم تا که منم زائر زهرا شم ... وا حسینا ... والله لا افارقُ عَمی ... ***** زیر دست و پا ، سایه ی سرم ... تو فاطمه ، من جای پدرم ... پیچیده چه قدر این جا بوی مادرم ... یادآور مدینه ، گودال قتلگاه شد ... نیزه به جای مسمار راهش به پهلوی تو وا شد به سرم یاد دیوار و در افتاد ... شنیدم که مادرت به دردسر افتاد ... جلوی چشم چهل تا خیره سر افتاد ... وا حسینا ... والله لا افارقُ عَمی ...