باز کن در، به روی سائل هجران دیده
حیدر خمسهپسندیدن5
بازدید4.4K
باز کن در، به روی سائل هجران دیده این منم، بندهی آلودهی خسران دیده (پاک کن اشک مرا و بغلم کن، یا رب)۲ عبد سر خورده محبت ز کریمیان دیده (دستم از دست تو وا شد، که چنین گم شدهام)۲ آنقدر حادثه این بندهی گریان دیده (نفس سرکش، چه بلایی به سرم آورده)۲ چه کسی مثل من اینگونه پشیمان دیده (چشم پوشی ز خطا، عادت اهل کَرَم است)۳ هرچه بد کرده گدا، باز هم احسان دیده (غرق عصیان شده بودیم که زهرا آمد)۲ شیعه از چادر او خیر فراوان دیده