این شنیدستم که عباس علی
سید جواد ذاکرپسندیدن16
بازدید900+
این شنیدستم که عبّاس علی زد صدا در کربلا از پر دلی قوم با قوم منفور و دلی بشنوید این نکته از پور علی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی داده هفده منصبم در کربلا زادهی زهرا شهنشاه ولا گه مشیر و گه مشارم از وفا گاه سقایم، گهی از هم دلی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی هر وفاداری همانا در زمن مادر دوران نیارد همچو من لیک ای قوم جهول و پر فتن خوب میدانید و میدانم ولی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی رخصت میدان اگر بودی مرا از شاه دین اندرین صحرا و دشت پر بلا مینمودم نسلتان را محو از روی زمین چون نداد اذنم آن شاه ولی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی جمله سرداران و سرخیل عرب میشناسندم ز نام وز نسب میگریزندی ز پیش من به هنگام غضب لیک حقم من مطیع سبط پاک مرسلین من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی فوج فوج از لشکر آید بر ستیز عرصهی هیجا به پا سازم چو روز رستخیز در کمند خویشتن آرم یلان چنگ تیز گرچه باشم در شجاعت چون امام اوّلی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی هان هان ای کوفیان دل سیاه و بد سیر ای به نامردی و بد نامی در عالَم مشتهر رسم مهمانی و هم یاری چنین باشد به دهر آورید او را به قربانی میان مقتلی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی با چنین حالت چه سازم من ز سوز العطش جمله طفلان حسینم از عطش بنموده غش رنگ رخسار رقیّه گشته چون رنگ بنفش نالههاشان میزند هر دم به جانم مشعلی حال وقت اجازه بهر آب آورده است بهر طفلان حسین پا در رکاب از عطش نم در میان تاب آورده است میکشم خجلت من از روی عزیز فاطمه کندرین دشت بلا گستر چه سازد با همه نیست والله سر مویی ز دشمن واهمه چه سپاه اجنبی باشد، چه جیش داخلی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی غرق در دریای آهن دشمنم در جوشن است این همه لشکر کشیدن از بلای یک تن است کشتن سبط پیمبر از برای جملهی نه گفتن است بشنوید هیهات من الذله از آن منجلی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی حیف دستان مرا بسته حسینم از وفا رخصت میدان نداده بر من آن شاه ولا چون کنم من با چنین حالت به دشت کربلا یا حسین ای آن که باشد از تو جانم منجلی من غلامم من، من غلامم بر حسین بن علی