نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

این شبا حال و هوای خونمون خیلی عجیبه التماست میکنم بیشتر بمون علی غریبه من که از فضه شنیدم بهتری الحمدلله در زدم دیدم خودت پشت دری الحمدلله حلالم کن این همه دردو طاقت آوردی به خاطر علی زمین خوردی میبینمت به هم میریزم اگه زهرا عجل وفاتیو نمیخوندی اگه یه چند روز دیگه میموندی نوزده سالت میشد عزیزم منِ تنها منِ مظلوم ازت میخواهم نرو خانم ****** ترسم این نیست سفیر تو سر دار رود ترسم این است رقیه سر بازار رود کوهی از سنگ سر بام ببینی چه کنم دخترت را ملأ عام ببینی چه کنم ترسم این است به دل کینه تلنبار کنند خواهرت را دم دروازه گرفتار کنند راضیام از تن من جامه به غارت ببرند راضیام دختر من را به اسارت ببرند راضیام طعنه به من عالم و آدم بزند راضیام حرمله با تیر به چشمم بزند در عوض، مجلس اغیار نیاید زینب بین انظار به اجبار نیاید زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد