این بی کفن کفن نداره
حاج علی کرمیپسندیدن35
بازدید1.2K
این بی کفن کفن نداره این بیکفن مادر نداره غریب و بیکسه، یاور نداره یه پیرمرد تشنه میگه: نیاز به این همه لشکر نداره (با هر چی که دستش اومد زد یه نامردی به پهلوش با لگد زد) ۲ جای خودش نیزه و شمشیر توی گودال چقدر شمر حرف بد زد (میزدنش با سر صبر و حوصله آقامون رو کشتن تُو چندتا مرحله) ۲ برای غارت لباس کهنهش هم رقابته بِین سنان و حرمله دیگه تنت شبیه تن نیست به این میگن جنایت، این زدن نیست یکی به این سنان نمیگه حیا کن، جای نیزه تُو دهن نیست به گریهم اعتنا نکردن یه لحظه جسم تو رها نکردن کاری که کردن با تن تو با ذبح هم تیغ قصابا نکردن تو قبل از اینکه نحر بشی، مُثله شدی اسیر این لشکر ناصالح شدی نیازی به مرکب و نعل تازه نیست تو زیر سنگينیِ چکمه لِه شدی با تن عریان جدا جدا شدی آخر عمری چجور انگشتنما شدی زیر و روت کردن سهساعته تموم خونت حلال شده توی ماه حروم یکی سنان و از تنش جدا کنه نمیتونه حسین من دعا کنه نیزهای که تُو گلوشه نمیذاره که خوب حروف حلقی رو اَدا کنه قاریِ زینب، قرآن بخون برام هی دست و پا نزن، میلرزه دست و پام * * * * عذاب کردنت، منع آب کردنت شبیه گندم ری آسیاب کردنت(۲) تمومه حسین، روبهرومه حسین خودت بگو که پیکرت کدومه حسین؟ * * * * همه منتظرن مادرش برسه کاش صدای برادر به خواهرش برسه دست قاتل اگه به سرش برسه آخ خدا به داد موی دخترش برسه سر رو داره جلو مادرش میبُره استخون گلو رو با خنجرش میبُره یکی تَهِ گودال لباس تو پرت کرد شلوغیِ خیمه حواس تو پرت کرد چقدَر طول کشید سر بریدن تو قدِّ صدنفر طول کشید چقدَر دیر گذشت لحظهها برای زینب چه نفسگیر گذشت بیکس و کار شدم وسط نیزهشکستهها گرفتار شدم بهخدا پیر شدم تا زمین خوردی تُو قتلگاه زمینگیر شدم * * * * (دلمو خون کرد شمر موهاتو پریشون کرد) ۲ با لگد داداش از گودال منو بیرون کرد شیب گوداله و شاه بیرَدا وا محمدا، وا محمدا (عمهجان رُو به مدینه زد وا محمدا، وا محمدا) ۲ میزنه شمر جدا، سنان جدا وا محمدا، وا محمدا کردن انگاری به قنفذ اقتدا وا محمدا، وا محمدا لااقل صیدتو رُو به قبله کن شمر حوصله کن، شمر حوصله کن اول بکُش، بعد هلهله کن شمر حوصله کن، شمر حوصله کن (شاه نیزهنشین روضهی گودال من همین) ۲