این آخر عمریه چی اومده به سرم
حسین سیب سرخیپسندیدن10
بازدید4.4K
این آخر عمریه چی اومده به سرم حالا چهجوری تورو تا خیمهها ببَرم نفس بکش ای عمر بابا، کنار تو افتادم از پا داره میلرزه پامو چشام تاره میبینمت هر جای صحرا جوون من شد ارباً اربا مثل یه تسبیحی که شده پاره تورو اونقدر زد منو پیرم کرد کنار نَعشت زمینگیرم کرد علی ای جانم... **** این آخر عمریه چی اومده به سرم بسه علی دیگه دست و پا نزن پسرم نفس بکِش آروم جونم تو رفتی و من سرگردونم به اشک من لشکر داره میخنده چیکار کنم زخم ابروتو؟ یکی زده نیزه پهلوتو بابا با اشک چشمم تو رو میبنده یکی از خیمه عبا آورده بسه خندیدن جوونم مرده علی ای جانم...