نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

(این که هنوز پشت درم، این که سائلم) ۲ یعنی بزرگواری تو هست شاملم چشمت گرفته چشم مرا در مقام اشک ناقابلم، اگر چه نشستی مقابلم (آنقدر در اتاق خودم روضه خواندهام گاهی حسین میشنوم از وسایلم)۲ من با دلم چقدر برای تو سوختیم دلخوش به این امید بیایی به محملم گفتم به عشق اُمِّبنین بعد مردنم هر هفته شنبه روضه بگیرند منزلم قبلهنمای قلب من اصلاً به سمت توست یومیه پنج مرتبه به سوی تو مایلم هر چه برای توست برایم مقدس است من عاشق علامت و طبل و شمایلم ای کاش ماجرای گلویت دروغ بود دنبال یک نشانه میان مقاتلم *** میا کوفه که زینب خوار گردد اسیر فرقهی اغیار گردد (میا کوفه که اکبر نوجوان است)۲ علیاصغرت شیرین زبان است ***** ببین نوکر خونهزاد تو باز به یاد تو سیاه پوشیده از عرش اعلا زهرا رسیده گرفته رو دست پاره پیرهن شاه بیکفن غریب عالَم بذار فدات شم تو این محرم زهرا میگه بُنَیَّ، آبت ندادن آخر قربون زخم لبهات، حسین غریب مادر آه عالَمو زیر و رو میکنه آه روضه رو که شروع میکنه آه ای آقام، ای آقام، ای آقام... توی کوچهها بیپناهمو غرق آهمو از سر گذشتم با چشم گریون، نامه نوشتم داره از سفره، قافلهات میاد کاش خدا بخواد بشی پشیمون شما کجا و دشت و بیابون از نیمههای این راه برگرد برو مدینه نذار که چشم خیره خواهرتو ببینه همه منتظرن برسی پای تو نمیمونه کسی **** نمیدانم کجایی ای که از بیراهه میآیی همین اندازه میدانم که با ششماهه میآیی همین اندازه میدانم جدا از چارهات کردن چرا از خانهی زهرا چنین آوارهات کردن؟ (سرِ دارالعماره جانِ تو جانی ندارم من) ۲ تماشایی شدم، حالا که دندانی ندارم من بگو تا کوفهی مولا کُشِ ناخوش نمیآیی به سوی مردم نامرد مهمانکُش نمیآیی (اگر چه کوچه کوچه گریهها بر خواهرت کردم) ۲ ولی امروز چندین بار یاد مادرت کردم همین که ریختند از در به راه شعلهور رفتن اگر چه طوعِه بود امّا خودم در پشت در رفتم *** ایستادم به روی پنجهی پا امّا حیف دستش از روی سرم رد شد *** زهر سوزاند ولی بر جگرم هیچ نبود آه از آن برگ که بر برگ گُلِ پرپر خورد مادرم خورد زمین، گرد و غباری برخواست دست من بود که با نالهی او بر سر خورد
هنوز نظری ثبت نشده