اینجا کجاست که از غمش غرق تحیرم
سیدمهدی حسینیپسندیدن100+
بازدید11K
اینجا کجاست که از غمش غرق تَحیّرم نشستم از سرشبی هی غصّه میخورم بهخاطر خودم که نه، برای چادرم یه کاری کن داداش آروم بشه دلم تا وقتی این جائیم بمون کنار مَحمِلم بهم بگو داداش، قصّهی غارتو ببین از الان به تنم، رَخت اسارتو برا خودم هر لحظه زمزمه دارم امشب تموم شده دورانِ پردهنشینیت زینب کوفیا زیر قولشون به سادگی زدند اونایی که نامه دادند با نیزه اومدند اینا پیِ غنیمت از آل محمدن، با نیزه اومدند به سمت خیمههاست نگاه دشمنا اینا به کمتر از سرت راضی نمیشنا پنجاه سال شدم من همدمت حسین قراره توی قتلگاه نشناسمت حسین اونی که من رو کشته خیال این تصویره سرت به کوفه توی کیسهی خولی میره حسین ... ********* تا حالا از این خونواده زنی را نبردند اسارت الهی میمُردم نمیدیدم اینقدر جسارت، واویلا حسین جان تو بودی و گودال و ریگ و تنت زیر نیزه خداحافظی کردی با زینبت زیر نیزه، واویلا حسین جان به یاد لبت یک شبم خواب راحت نداشتم شبی که میرفتم برات کاسهی آب گذاشتم واویلا ****** کجا رفتی ای آبروی دو عالم نگین سلیمان به حلقهی خاتم حسین جان ای آبروی دو عالم خداحافظ ای برادر زینب به خون غلتان در برابر زینب به شهر شام در هجوم نظرها ببین مانده زینبت تک و تنها حسین ...