اینان که حرف بیعت با یار می زنند
حسین سیب سرخیپسندیدن16
بازدید6.1K
اینان که حرف بیعت با یار میزنند آخر میان کوچه مرا دار میزنند اینجا میا که مردم مهمان نوازشان طفل تو را به لحظهی دیدار میزنند یعنی کسی که باشد عزادار میزنند دیدم برای آمدنت روی اُشتران چندین هزار نیزه فقط بار میزنند حسین، یا حسین، حسین، یا حسین آقا برای لطمه به طفل سه سالهات هر لحظه حرف سیلی و مسمار میزنند حسین، یا حسین، حسین، یا حسین فتوای خون نسل علی شد حلال را هر شب ز روی مأذنهها جار میزنند آقا نیا که آخرش این شور چشمها تیری به سوی چشم علمدار میزنند حسین، یا حسین، حسین، یا حسین سربسته گویمت که پریشان زینبم حرف از اسیر کوچه و بازار میزنند میترسم از دمی که یتیمان تو، حسین پائین پای نیزهی تو زار میزنند حسین، یا حسین، حسین، یا حسین