اگر که درد می کشیم به یار بی توجّه ایم
حسن حسینخانیپسندیدن12
بازدید2.8K
اگر که درد می کشیم به یار بی توجّهیم به نسخه ی خداییِ نگار بی توجّهیم به عشق یار دست از گناه خود نمی کشیم به شیوه ی درست انتظار بی توجّهیم کنار جاده با دل شکسته ایستاده ایم ولی به حرف های آن سوار بی توجّهیم اگر هنوز شاخه ی دلم ثمر نمی دهد به برکت زمین و کشت و کار بی توجّهیم اگر خزان گرفته روزهای سرد انتظار به معنی حقیقی بهار بی توجّهیم هزار بار خواندی و هزار بار گفتی و و ما هزارها هزار بار بی توجّهیم گره به کارمان اگر که خورده علت این بُود به دست های مردم ندار بی توجّهیم زیاد روی توبه های ما حساب وا نکن که ما به قول و وعده و قرار بی توجّهیم به فکر شال مشکی و عزای مادر توایم به جنب و جوش عید و نوبهار بی توجّهیم غروب فاطمیّه را نمی دهم به صبح عشق گمان مکن به روضه های یار بی توجّهیم برای وصف یار باید از همه گذشت و محض یار هنوز ما به قبله مهزیار بی توجّهیم فقط به شوق کعبه ی رخ تو بوده است اگر به زخم ها و طعنه های یار بی توجّهیم ***