اگر چه در دل من غير جاي پاي تو نيست
حنیف طاهریپسندیدن0
بازدید2.9K
اگر چه در دل من غير جاي پاي تو نيست وجود پست مرا لايق ثناي تو نيست كدام جاده در اين دشت، ردپاي شماست؟ كدام نقطهي اين خاك آشناي تو نيست؟ تو ياس سرخ و سپيدي كه در نگاهِ علي كسي به حد فداكاري و وفاي تو نيست [ عنان دل به پای یار بسته عنان ناقه دست ساربان بود ز بانگ واحسینم شد یقیینم که زهرا در میان کاروان بود] تو در مقام بهشت پيمبري هيهات! ميان دوزخيان مدينه جاي تو نيست حريم امن الهيست خانهي حيدر هميشه يار علي! سوختن سزاي تو نيست نفس مجال سخن گفتن از تو ميگيرد و تاب گفتن يك آه در صداي تو نيست شكسته بال و پري!... قصد پر زدن داري! مگر به غير اجل مرهمي براي تو نيست تو نوحهخوانِ غزلهاي بيسري مادر! كه فاطميه كم از داغ كربلاي تو نيست دلم به ياد غمت باز بيت الاحزان است تو مام اشكي و جز اشك خونبهاي تو نيست دوباره لرزه بر اندام شهر افتاده به شانههاي زمين طاقت عزاي تو نيست ***