اين روضهها امروز و فردا کردنش سخت است
میثم مطیعیپسندیدن16
بازدید2.6K
این روضهها، امروز و فردا کردنش سخت است باید بگویم، گرچه معنا کردنش سخت است زهرای من لکنت گرفته پلک تو، در بین آن کوچه این راز سربسته است، افشا کردنش سخت است)۲ چشمی که دست سنگی آن بی حیا بسته مقداد می دانست که وا کردنش سخت است آه زهرای من بانوی خانه (دستی که بین کوچهها، از پا تو را انداخت فهمید قد حیدری، تا کردنش سخت است)۲ (حالا که داری خواهشی، تابوت می خواهی؟ اسباب مرگ تو، مهیّا کردنش سخت است)۲ با غسل زیر پیرهن، فکر علی بودی زخم نود روزه، تماشا کردنش سخت است داغ کبود کوچهها، آن قدر روشن بود فهمید دست فتنه، حاشا کردنش سخت است