اينقدر به زحمت مفكن پيكر خود را
حاج منصور ارضیپسندیدن5
بازدید2K
اينقدر به زحمت مفكن پيكر خود را در پيش علي جمع مكن بستر خود را بر اين فلكِ صبر گران است ببيند سو سو زدن نيمه شب اختر خود را اينقدر مرو در پس در بانوي خانه گم كردهاي آنجا تو مگر گوهر خود را حرفي نزدي چشم تو اما همه را گفت از چشم تو خواندم غم نيلوفر خود را تو جانب من مينگري من به سوي در خجلت زده ی خويش ببين همسر خود را اين نقش كبودي مگر از سورمه ی چشم است پنهان مكن از چشم علي زيور خود را حالا كه بنا هست رَوي ميلِ چه داري اينقدر مراعات مكن شوهر خود را از بهر حسين پيرهن دوختهاي تو ديگر مسپاري به وي انگشتر خود را