اون که بین غریبه حد با آشنا نذاشت
محسن عراقیپسندیدن3
بازدید1.8K
اون که بین غریبه، حد با آشنا نذاشت تو میدون آبرویی واسه دشمنا نذاشت تیغش رو مثل جونش، تو دستش علی گرفت هیچوقتی دست پیغمبر رو، تو حنا نذاشت دست قنبر رو گرفت، دستان محشر رو گرفت تو نبرد دست خدا، دست پیمبر را گرفت دست به دست دست همه، اجداد نوکر رو گرفت بیا مجنون سجده کن، از جون سجده کن دلت ابری شه مثه، بارون سجده کن اگه یک لحظه دلت، از دنیا گرفت برو تو صحنش بشین و به ایوون سجده کن علی یا علی...