نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

انگار یكی از آسمونا داره می گه آهای جوونا سیاهی هارو اگه بستید حالاروضه بخونن روضه خونا دست شما درد نكنه یه مادر خمیده سراسیمه رسیده می گه كه خوب گریه كنید برا سر بریده دست شما درد نكنه *** مادری كه پهلوش شكسته دم حسینیه نشسته می گه با اینكه درد دسته دست شما درد نكنه انگاركه فصل بوی سیبه حالت شهر خیلی عجیبه صاحب زمون می گه با گریه دست شما درد نكنه *** روضه خونیش به پا شد پرچم شهر سیا شد بهش بگین با گریه ها هیئتا كربلا شد كاش بذاری كه عاشقونه آب بشه این دل دیوونه میون روضه ی ویرونه دست شما درد نكنه مادری كه پهلوش شكسته دم حسینیه نشسته یه مادر خمیده، سراسیمه رسیده می گه كه خوب گریه كنید برا سر شكسته دست شما درد نكنه
هنوز نظری ثبت نشده