انگار بین نور نگاری نشسته است
حاج منصور ارضیپسندیدن8
بازدید600+
انگار بین نور نگاری نشسته است در پشت پرده آینهداری نشسته است بالای طاقِ عرش شعاری نشسته است در مکتب تو طفل فراری نشسته است از کودکی به لطف همین عشق بالغیم شاگردهای مدرسهی قالَ صادقیم مصباح تو چراغ مسیر شریعت است مفتاح تو کلید بیانِ حقیقت است شاگردی مرام تو عین طریقت است شیعه به لطف علم تو صاحب فضیلت است وقتی رسیده است که اندوه کم شود شادی حریف خاطرهی تلخ غم شود ای کاش عاشق تو کمی باجَنَم شود شاید تنور گرم تو سهم دلم شود در شعلهها حرارت عشق مرا ببین هارونِ سربلند خودت را بیا ببین خورشید را نگاه تو دربند ماه کرد شب را هُبوطِ روشن تو زبر راه کرد چشمی که در تو خیره نشد اشتباه کرد راه عراق را قدمت شاهراه کرد بوسیدن مزار علی یادگار توست گلدستههای صحن نجف شاهکار توست روح مرا زمان گدایی عفیف کن ابلیس را مقابل نفسم ضعیف کن طبع مرا به یُمن دعایت لطیف کن بیتی بساز و قافیهام را ردیف کن در جبهههای اشک تو خط مقدمی خضرِ تمامِ گریهکنانِ مکرمی بنیانگذارِ روضهی ارباب عالَمی بانیِ خیمههای عزای محرمی نوحوا علی الحسین، شعار ظهور شد اسباب نوحهخوانی ما با تو جور شد دیباچهی شعائر تو میکُشد مرا اشک همیشه حاضر تو میکُشد مرا غم خوردنِ منابر تو میکُشد مرا قبر بدون زائر تو میکُشد مرا خاک بقیع را حسنآباد میکنیم منبر به نامِ نامیات ایجاد میکنیم داغ تو در میان دلم بیشتر شده آتش بلای خانهی خَیرُ البشر شده هیزم دو مرتبه دَمِ در شعلهور شده این کوچهی مدینه عجب دردسر شده