انگار اومد بر قلب من فرود
روح الله رحیمیانپسندیدن33
بازدید10.1K
انگار اومد بر، قلب من فرود خنجری که سرت رو از پیکرت ربود جلو چشم مادرت برید رحمی به حال زار زینب نکرده بود رگاتو میبوسم تو رو خدا دست و پا نزن نزار که ببینه اینقده مادر و صدا نزن غروب جمعه بعد عاشورا دلگیر شد دنیا همین که شمر سرو برید زهرا دلگیر شد دنیا کوتاه نیومد گفتهام باهات راه بیاد، راه نیومد بیچشم و رو بود اونی که با خواهرت روبرو بود من تاب ندارم تو تشنته ولی من آب ندارم مادر نداری خواهر بمیره برات سر نداری میگن یکی برات یه کاسه آب آورده ای نیزه خورده، ای نیزه خورده خودت بگو کی پیرهن کهنت رو برده ای نیزه خورده، ای نیزه خورده وقت نمازه این مرکبا رو زدن نعل تازه دیره حسینم داره سنان خیمه میره حسینم کج میبریدن حلقومتو رج به رج میبریدن خواهر بمیره از کی سر زخمیتو پس بگیره؟ خودم دیدم تو قتلگاه رفتی گیر کردی خیلی دیر کردی، خیلی دیر کردی تو رفتی وبا غصهها خواهرتو تو پیرش کردی خیلی دیر کردی، خیلی دیر کردی قدم خمیده کی نامرتب رگاتو بریده؟ آزار میبینم از تشنگی محملو تار میبینم اوضات بهم ریخت شمر دست تو موت کرد و موهات بهم ریخت **** یادش به خیر موی تو را شانه میزدم افتاده دست شمر همه خاطرات من من بی وضو موی تو را شانه نکردم حالا به دنبال سرت باید بگردم ~~~~~~ اینجا عمم شکست سرت از نی افتادو شد دست به دست (حسین)۳