اُمّ سلمه این مقتلمه
محمد امینیپسندیدن7
بازدید200+
اُمّ سَلَمه، این مقتلمه این گوداله، گوداله، گوداله اُمّ سَلَمه زخمیه سرم تنم پاماله، پاماله، پاماله اُمّ سَلَمه بعد قتلگاه حرم جنجاله، جنجاله، جنجاله شیشهی تُربت خونی لباسِ کهنهات خونی صورت زخمیت خاکی لبای تشنهت خونی پُر از غباره گودال تُربتِ یاره گودال با دست بسته میرم من از کنار گودال (حسین، وای، حسین)... **** اُمّ سَلَمه غم تو دلمه دلم بیتابه بیتابه بیتابه اُمّ سَلَمه نزدیک فرات حرم بیآبه بیآبه بیآبه اُمّ سَلَمه رو دست رباب علی بیخوابه بیخوابه بیخوابه علی که بیخواب میشد رقیه بیتاب میشد شریعه تا موج میزد دل همه آب میشد غم تموم عالم گرفته دنیامونو سنان چه حقی داره ببنده دستامونو (حسین، وای، حسین)... **** سر تو نقش فَلک، نقش بیابون بدنت کشته ما رو بوی آب، قربون زخم دهنت بهتره پا نکِشی این همه غوغا نکنی اگه میخوای پامو به مقتل خون وا نکنی وقت جدا شدن که نیست رفتی و دست من که نیست اشاره میکنی نیا قتلگاه جای زن که نیست (حسین، وای، حسین)... **** مسلمونم نبودی حق نداشتن که عریانت کنن پریشانت کنن ای آبروی عالم بالا ابیعبدالله، ابیعبدالله ای کشتهی حسادت دنیا ابیعبدالله، ابیعبدالله زخمیترین شهید خدایی ابیعبدالله، ابیعبدالله لبتشنه کشتنت لب دریا ابیعبدالله، ابیعبدالله (حسین، وای، حسین)...