امید یه خیمه نا امید شد
ایمان کیوانیپسندیدن24
بازدید9.7K
(امید، یه خیمه نا امید شد)۲ (یه لحظه، همه موهام سفید شد)۲ (رو دستم، گلپسرم شهید شد)۲ (خیر نبینه، با تیشه باورم رو زد)۲ نه به گلو، قلب همه حرم رو زد سه شعبه بود، سه نفر و هدف گرفت (من و رباب، علی اصغرم رو زد)۲ (منت کشیدم و زدن)۲ حالا مصیبت میکشم رباب رو دیدم چی بگم (ازش خجالت میکشم)۲ لای لای علی، لای لای علی... (بهار، عمر حسین خزونه)۲ گلایهام، از تیر و از کمونه (به یک پوست، سر تو آویزونه)۲ (چه جوری من، تیرو درآرم پسرم)۲ میفته سر، من دل دارم من پدرم علی نخند، ببین دارم دق میکنم (یه لشگرم، کف میزنن برابرم)۲ (داشتم هنوز حرف میزدم، من متحیرم علی)۲ (چجوری روت خاک بریزم، آخه کجا برم علی)۲ لای لای علی، لای لای علی... (گل من، رو نیزهها شکفتی)۲ مواظب، باشی یه وقت نیفتی (یه بارم مادر بهم نگفتی)۲ (کاشکی یه کم میآوردی تاب پسرم)۲ شیر دارم، خوردم یه کم آب پسرم (به نیزهدار، گفتم تکونت نده که)۲ (نیفتی و نپری از خواب پسرم)۲ (به یاد گهوارهی تو، هی دستمو تکون میدم)۲ (حرمله میگه کو علی؟ رو نیزه رو نشون میدم)۲ لای لای علی، لای لای علی...