امشب میخوام قصه بگم
سعید کرمعلیپسندیدن2
بازدید100+
امشب میخوام غصه بگم امشب میخوام غصه بگم از دل پرغصه بگم قصه زهرا رو بگم از شهر مدینه امشب میخوام غصه بگم از دستای بسته بگم از پهلوی بشکسته بگم از پستی و کینه مادر مادر مادر مادر مادر مادر شام غریبان همسر علیه نام حیدر رمز پرواز هر دلیه چون اسم حیدر به قلبم منجلیه مظلوم عالم فقط آقام علیه مادر مادر مادر مادر مادر مادر حیدر که دنیا رو دیگه دوست نداره از دار دنیا فقط زهرا رو داره حیدر که بعد فاطمه شده آواره حالا غریبترین غریب روزگاره حیدر حیدر حیدر حیدر محزون، حیدر مغموم، حیدر ای حیدر غمدیده امشب اشکبارم من در دو دنیا جز حسینت کس ندارم حرف من و توئه ها از کودکی گل مرا با او سرشتند گفتند محبان حسین اهل بهشتند این سینهزنها که همه لبریز عشقند یا تشنه کربوبلا یا که دمشقند اینان میان سینههاشان توشه دارند در سینهشان قلبی از ششگوشه دارند حیدر، مخور غم مگیر ماتم مهمان زهرا با حسین هستید با هم اون از حسینش دوره و لبریز عشقه حسین اون کربوبلا، زینب دمشقه مادر مادر مادر مادر مادر