نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

امشب شب آشتی كنونه مردم بیاین مهمونیِ شاه جهونه حسین، شاه جهونه امشب در آغوشش بدا رو می فشاره، می فشاره مژده بدم ما رو به زهرا می سپاره، می سپاره یا سر از این پیكر جدا كن یا دست من گیر و مرا غرق خدا كن، حسین، غرق خدا كن مولای من هجران و دوری نتوانم، نتوانم با درد حرمانت صبوری نتوانم هم بال و پر بشكسته هم دل زورق شكسته آمدم سوی تو ساحل
هنوز نظری ثبت نشده