امشب از آسمان چشمانت دسته دسته ستاره میچینم
حاج مهدی سلحشورپسندیدن19
بازدید3K
امشب از آسمان چشمانت دسته دسته ستاره میچینم در غزل گریهی زلالت آه سرخی چارپاره میبینم زخمهای دل غریبت را مرهم و التیام آوردم باز از محضر رسول اللّه به حضورت سلام آوردم در شب تار تیره فهمیهاروشنی را دوباره آوردی آسمان را کسی نمیفهمیدتا که با خود ستاره آوردی وارث آبروی سجاده بندگی را تو یادمان دادی دل ما شد اسیر چشمانت دلمان را به آسمان دادی آیه آیه پیام عاشورا در احادیث روشنت گل کرد امتداد قیام عاشورا در تب اشک و شیونت گل کرد دم به دم در فرات چشمانت ماتم کربلا مجسم بود (چشم تو لحظهای نمیآسود همهی عمر تو محرم بود)۲ دیده بودی سه روز در گودال پیکر آسمان رها مانده سر سالار قافله بر نی کاروان بیامان رها مانده دل تو روی نیزهها میرفت دستهایت اسیر سلسله بود قاتلت زهر کینهها، هرگز قاتلت خندههای حرمله بود حسین... از ازدحام کوچهها ای وای ای وای از کوفه و شام بلا ای وای ای وای قاری روی نیزه را تشویق کردند جای دعا با ناسزا ای وای وای آل علی را خارجی خواندند گبر و یهود و بیخدا ای وای هم سوخت هم بر باد شد قرآن مولا این بود نزد مصطفی آن سینه سرخی که زهرا بوسه میزد شد زینت تشت طلا با خیزران تفسیر قرآن دیدنی نیست آن هم پیش بچهها ای وای ای وای