امام حسین روضههای خونگی سلام
علی پورکاوهپسندیدن32
بازدید2K
حسین یا اباعبدالله... امام حسینِ روضههای خونگی سلام دلیل خاطرات خوب بچگی سلام امام حسین پیرزنهای دهات سلام رفیق آدمای مذهبی و لات سلام سلام عزیزِ همه پسندم سلام رفیق روزای تنگم حسینِ آدمای معمولی و ساده حسینِ اون مریض از پا افتاده حسینِ اونی که تو زندانه گرفتار حسین اونی که سه شیفت میره سرکار حسین سربازی که رو برجکه الان حسین خوب مردم کشور ایران رحمت واسعهای(امام حسین همهای)... **** وای اباعبدالله، وای اباعبدالله خاک صحرا کفنت وای اباعبدالله وای اباعبدالله، وای اباعبدالله تو رو تشنه کشتنت وای اباعبدالله وای حسین من مُردم عریانِ کربلا برات لباس آوردم غوغا شده بود استخونت از میون سینه پیدا شده بود سر بردنِ لباسهای تو دعوا شده بود ریختن رو سرت یه جوری نیزه زدن که زد بیرون از کمرت وای حسین، وای حسین، وای حسین... وای اباعبدالله، وای اباعبدالله... شمر با حسین خلاصم کن خلاصم کن، خلاصم کن میگفت بیشتر التماسم کن التماسم کن، التماسم کن شمر این قلبمو پُر خون کرد پُر خون کرد، پُر خون کرد زینبو از مقتل بیرون کرد بیرون کرد، بیرون کرد وای دهان خونی تو رو محکم به زمین زد با پیشونی وای تنِ پاخورده نیزه تو گلو زدن، شمر خودش جا خورده شمر این چه وضعیه بس کن بس کن، بس کن ضربهی آخرو مشخص کن مشخص کن، مشخص کن وای حسین من مُردم عریان کربلا برات لباس آوردم **** شیب گوداله و شاه بیردا وا محمدا، وا محمدا