اللهم متعال المکان
علی نجفیپسندیدن2
بازدید1.2K
اللّهم مُتعال المکان از زیر نیزه و خنجر میخونمت با همین نفسهای آخر میخونمت هر چی رو لبهام نیزه بیشتر میزنن بیشتر میخونمت، بیشتر میخونمت اللّهُمَّ احکُم بَینَنا ضربههاشون رو به سینهام میزنن اللّهُمَّ احکُم بَینَنا همه یکجا دارن با هم میزنن محکم میزنن، محکم میزنن بسم الله و بالله اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ رضاً بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ ... اللَّهُمَّ یا شدیدَ المِحال با جسم زخمی و بیجون میخونمت تو رو زیر سنگ و تیربارون میخونمت تیغ شمره رو تارای صوتیم اگه لرزون میخونمت اللّهُمَّ احکُم بَینَنا نیزه تو زخمای بازم میزنن اللّهُمَّ احکُم بَینَنا زخمی رو زخمای تازهام میزنن اللّهُمَّ احکُم بَینَنا بسم الله و بالله اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ رضاً بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ ... اللَّهُمَّ یا عَریض الکِبریا لب تشنه تو دل صحرا میخونمت با تن مقطع الاعضا میخونمت حتی وقتی روی نیزه میرم اونجا میخونمت اللّهُمَّ احکُم بَینَنا به آتیش قلبم دامن میزنن اللّهُمَّ احکُم بَینَنا سرمو از پشت گردن میزنن نیزه همنشین گودی گلومه وقتی تو میبینی سختیها تمومه بسم الله و بالله اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ رضاً بِقَضائِکَ تَسلِیمًا لأمْرِکَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ ... گریه کردن سخته گریه کردن تنها سختتره تشنه بودن سخته عریان بودن اما سختتره منو چشم به راه نذار تو رو جون مادرت پا تو قتلگاه نذار منو زابهراه نکن دست و پا که میزنی مادر رو نگاه نکن حرمله از هر چی بیرحم هم حتی بیرحمتره بعد تو این نامرد خیلی با زنها بیرحمتره زندگیم رو غم گرفت من رو با سنگ زد و تو رو دست کم گرفت زانوهام رمق نداشت پاشو تو خیمه گذاشت اون کسی که حق نداشت واویلا، واویلا ... منو چشم به راه نذار تو رو جون مادرت پا تو قتلگاه نذار منو زابهراه نکن دست و پا که میزنی مادر رو نگاه نکن یه نفر کاری کنه شمر اومده برا ما جلوداری کنه غروب شد خورشید نشست شمر ولی از تنت پا نشد اذان شد، نمازش رو بست راه حلقت ولی باز نشد