الشمر و جالس
حاج عبدالرضا هلالیپسندیدن9
بازدید1.9K
َالشِمرُ جالِسٌ، قاتل رو سینته هر کی که میرسه، فکر غنیمته اَلشِمرُ جالِسٌ، آب و صدا نزن رو خاک قتلگاه، هی دست و پا نزن اَلشِمرُ جالِسٌ، خنجر نمیبره پهلوی زخمی، تو چکمه میخوره اَلشِمرُ جالِسٌ، راه گلو گرفت دردم از اینه که، قاتل وضو گرفت اَلشِمرُ جالِسٌ، خونین گلو شدی با چکمهی سَنان، تو زیر و رو شدی اَلشِمرُ جالِسٌ، اِی وای برادرم بالای قتلگاه، گِریونه مادرم خون گلوتو پس نزن، میمیرم نفس نفس، نفس نزن، میمیرم مثل کبوتری، که گیر افتاده خودتو به قفس نزن، میمیرم حالا سر قرار، رسیده زینب حرم تا قتلگه، دویده زینب سرتو میبرند، سرم پائینه خدا میدونه که، بریده زینب