السلام ای بدن بی کفن کربلا
حسن حسینخانیپسندیدن9
بازدید6.8K
السلام ای بدن بیكفن كربلا سورهی یوسف بیپیرهن كربلا مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر ما همچنان در اول وصف تو ماندهایم ای میر کاروان گه آرام نیست، خیز ما را ببر به منزل مقصود و خوش بخواب گفت اي گلو بريده سر انورت كجاست گشته است از چه پیکر تو به خون خضاب من یک زن غریبم و یک کاروان اسیر این خلق بي حميّت و دهر پر انقلاب از آفتاب پوشمشان یا ز چشم خلق اندوه دل نشانمشان ، يا كه اضطراب؟ دستم ز چاره كوته و راه دراز پيش نه عمر من تمام شود نه جهان خراب