الا که صاحب عزای تمام غمهایی
حاج محمود کریمیپسندیدن27
بازدید10.4K
الا که صاحب عزای تمام غمهایی دوباره فاطمیه امده نمی ایی به ما نگاه کن ای ساحل نجات بشر تو را طلب کند این دیده های دریایی کجا سیاه به تن کرده ای غریبانه کجا به سینه خود میزنی به تنهایی کجا شبیه علی سر به چاه غم بردی کجا شبیه علی روضه خوان زهرایی برای گریه به غم های مادرت اقا نه این که فکر کنم مطمئنم اینجایی شنیده ایم که گفتید روضه خوان باشد به روی چشم هر انچه شما بفرمایید شنیده ایم زمین خورده است مادرتان در ان دمی که به در خورد ضربه پایی هزار بار شکستند رکن مولا را یکی نگفت چرا میزنید زهرا را همین که فاطمه اش بر روی زمین افتاد سیاه دید علی روی اسمانها را کسی که شیعه بود مادرش بود زهرا خدا گواست که کشتند مادر ما را فراق فاطمه بر کشتن علی بس بود روا نبود ببندند دست مولا را هزار مرتبه نفرین بر ان ستمگر که که کشت حامی تنها امام تنها را برای مادر سادات گریه منع شده که بهر گریه گرفتست راه صحرا را علی چگونه ببیند بر ان رخ نیلی شرار تابش خورشید و سوز گرما را کنار سایه نخلی در افتاب گریست شب از عناد بریدند نخل خرما را رواست عالمیان جان دهند از این غصه که جای پنجه دیو است روی حورا را قسم به سوره یاسین و هل عطا میثم که پیش چشم علی میزدند طاها را