افتاده لرزه به تنم
حاج عبدالله باقریپسندیدن2
بازدید200+
افتاده لرزه به تنم انگار دارم جون میکَنم بیا بشین دلم میخواد توو بغلت داد بزنم من زینبم بیمارِ تو خواهرِ بیقرارِ تو دلم میخواد تا خود صبح گریه کنم کنارِ تو یه کمم کنارِ من بشین منی که جای مادرتم منم حق دارم ببینمت آخه خواهرتم، آخه خواهرتم میخوام تا صبح کنارت بشینم در جوارت هی اشک بریزم، بریزم، بریزم نبودت واسه زینب مرگه عزیزم، عزیزم، عزیزم من و این بیقراریها حسین تنهام نذاریها (حسینِ من، حسینِ من)... **** به حق غافر الذنوب حقِّ مقلّبِ القلوب الهی خوابی که دیدم تعبیر نشه فردا غروب ببینمت تو قتلگاه غرق به خون و بیپناه صبر و تحملش رو تو برا من از خدا بخواه رو دلم یهو پا نذاری بیکس و بینوا نذاری اگه تصمیمت اینه بری منو جا نذاری... بذار چشمام بباره، تمومی که نداره دردا عزیزم، عزیزم، عزیزم الهی که بمیرم، تو رو ازم میگیرن فردا عزیزم، عزیزم، عزیزم من و این اشک و زاریها حسین تنهام نذاریها (حسینِ من، حسینِ من)... **** اشک از چشمِ ترم میاد چی داره بر سرم میاد از دل قتلگاه داره صدای مادرم میاد فریاد زدم به یکباره حرمتتو نگه داره حق نداره پای کثیفشو رو سینهت بذاره خدا نگذره از قاتلت دلش از همه دنیا پُره که سه ساعته تو قتلگاه داره سر میبُره غم و دردِ ملالم، صدای آه و نالهم بلنده مریضم، مریضم، مریضم الهی من بمیرم، چقدر شدی اذیت ای وای عزیزم، عزیزم، عزیزم دلیل گریههای من ذبیح بالقفای من (حسینم وای، حسینم وای)...