افتاده به آه نفس ها
مازیار طاولیپسندیدن36
بازدید2.7K
افتاده به آه نفسهاش میسوزه عالَم از آهش انقدر آقام غریبه خونه شده قتلگاهش۲ (پَر براش باز کردن کبوترا کم نذارید امشب حسین چیا جوون از دست داده امام رضا)۲ خواهری نیست دور و برِش خاکی شده موی سرش (از روی بام خورده زمین زخمی شده بال و پرش) ۲ یا جواد الائمه ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی..... امام رضا تنها نیستی ۲ گریه کنا غرقِ دردن تسلیت ما همینه بلند بلند گریه کردن ۲ (تو جگرگوشهات آخه تو غربته افتاده پیکرش پر جِراحته وَلَدی گفتنِ تو مصیبته)۲ ما اومدیم به روضه تا یه تسلیت به تو بگیم تو این مصبیتِ عظیم تک تکِ ما شریکتیم یا جواد الائمه ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی..... (غریبونه رفتی امّا جدا نشد سر که از تن) ۲ با لب تشنه تو گودال ۲ جدِّ غریبت رو کشتن۲ (غصهی جدّ تو باز یادم اومد۲ پیکر تو با نعلا نشد لگد با عصا پیرِمردی تو رو نزد)۲ نرفت سرت بَزم شراب تو خواهرت اسیر نشد (سه ساله دخترِ تو از مصیبتِ تو پیر نشد) ۲ یا جواد الائمه ادرکنی، ادرکنی، ادرکنی.....