اطفال در حیاط تو سرگرم بازیاند
محسن عرب خالقیپسندیدن21
بازدید26.6K
اطفال در حیاطِ تو سرگرم بازیاند بازی نکرد هیچ کسی با تو آن زمان تنها تو را یزید به بازی گرفته بود با یک سر بریده و یک چوب خیزران **** سلام خانم ایّتها الصدّیقةُ الشهیده ای نوهی مادرِ قد خمیده گنبدتم مثل موهات سفیده **** تو گرسنه موندی تا که نوکرات سیر بشن حق بِده که از غم تو جوونا پیر بشن تو گرسنه موندی و سیر زدنت بچه بودی جوون و پیر زدنت ای بمیرم که با زنجیر زدنت **** در را شکست آن که نفهمید هیچ وقت حتی به روی او درِ این خانه باز بود