اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی
حاج محمود کریمیپسندیدن200+
بازدید27.1K
اصلا نیازی نیست از بسترت پاشی با درد پیش پای شوهرت پاشی هی گفتم از دردات هی گفتی چیزی نیست گفتی اگه گاهی میفتی چیزی نیست تو دست به دیواری، گفتی یکم خستهام دیدم قنوتت رو، گفتی یکم دستم این بچهها سایه رو سر میخوان بانو تا وقت دامادی مادر میخوان بانو از رفتن و از مرگ کمتر بگی ایکاش مادر میخواد زینب فکر عروسیش باش چشم پرآب تو نقش بر آبم کرد تابوت تو اومد خونه خرابم کرد دنیا عجب خاکی روی سرم ریخته هم موی زینب هم خونهام به هم ریخته طفلی حسن هر شب تو خواب عزاداره هی میگه دیوار و هی میگه گوشواره زینب با دلشوره هی روتو میبوسه شونه که میافته بازوتو میبوسه