اصغر كه به چهره از عطش رنگ نداشت
حاج حسن خلجپسندیدن2
بازدید6.1K
اصغر كه به چهره از عطش رنگ نداشت یارای سخن با من دلتنگ نداشت یا رب تو گواه باش شش ماهه ی من شد كشته ی ظلم و با كسی جنگ نداشت در ظلم كسی چو حرمله دیده نشد نشنید كسی كه خون فشان دیده نشد گل، دور ز چشم باغبان بس چیدند گل بر سر دست باغبان چیده نشد خوب شد محسن من كشته شد آنجا ورنه من به این سینه چه سان شیر به او می دادم